بسمه تعالی
علیرغم نگرانی غربیها و اسرائیلی ها از تحولات اخیر خاورمیانه، یکی از نویسندگان اسرائیلی مقیم امریکا اخیرا در مقاله ای اعلام کرده : طالبانی شدن منطقه می تواند در مجموع وجه مثبتی هم داشته باشد. وی 5 دلیل برای این نظر ذکر میکند.
1. همانگونه که برخی پدر و مادرها در برخورد با فرزندی که سیگاری شده او را وادار میکنند که در یک روز یک پاکت سیگار بکشد. در مورد مردمی که خواهان حکومت اسلامی هستند نیز باید اینگونه رفتار کرد. اگر مصر و لیبی و تونس حکومت اسلامی تشکیل دهند در آن صورت یک نسل بعد، از حکومت مذهبی متنفر خواد شد همانطور که در ایران این اتفاق رخ داد. احتمالا بهترین راه نابود سازی رویای حکومت اسلامی اجازه تشکیل چنین حکومتهایی در خاورمیانه است. اتحاد جماهیر شوروی باعث نابودی کمونیسم شد و جمهوری اسلامی هم ممکن است توسط انقلاب اسلامی نابود شود.
2. دشمن آشکار بهتر از دوست قلابی است. حکومتهای کشورهای خاورمیانه اگرچه در ظاهر متحد امریکا بودند ولی در واقع از تروریسم حمایت می کردند. طالبانی شدن منطقه باعث از بین رفتن ابهامات شده و ما متوجه می شویم در جنگ علیه تروریسم تنها هستیم. در نتیجه جنگ سرد جدیدی آغاز می شود. اسلامگراها هم برای اجرای برنامه های اجتماعی نیاز به سرمایه خواهند داشت و برای انحراف افکار عمومی نیازمند جنگ هستند.
3. خاورمیانه مسلمان موجب تضعیف خود خواهد شد. اسلامگراها رویاهای بزرگی دارند که نیازمند پول است. آلمان نازی و شوروی نیز با مشکل مشابهی روبرو بودند. ورود جمهوریهای اسلامی خاورمیانه به جنگ سرد موجب صرف هزینه های سنگین خواهد شد و این امر همانند وضعیت شوروی منجر به اتمام سرمایه های آنها می گردد. برنامه های اجتماعی شکست می خورد و سرزمین خالی باقی می ماند.
4. گاهی اوقات قبل از بالا رفتن باید دگمه را فشار دهید. همچنانکه در دهه 20 و 30 اروپا ، ما به یک مرحله بحرانی رسیدیم و شیاطین وحشتناکی ظاهر شدند اما در عین حال ملتهای جهان آزاد نیز با ایستادگی در برابر شیاطین خود را احیا کردند. طالبانیزه شدن خاورمیانه ممکن است باعث شود چرندیات مربوط به نظم جهانی متحد و روبه رشد به سطل آشغال ریخته شود و در عوض رهبران جدیدی که جهان بینی آنها نیاز به مبارزه را تایید می کند به قدرت برسند.
5. مصر ممکن است مثل عراق برای لیبرالها باشد. تجربه عراق و افغانستان باعث نابودی این عقیده شد که ما فقط باید دیکتاتورها را با حمله کنار بزنیم و انتخابات آزاد برگزار کنیم. مصر و تونس و لیبی هم چنین بلایی را بر سر اندیشه لیبرال می آورند. اندیشه ای که می گوید اگر امریکا دست از حمایت دیکتاتورها بردارد و گروههای چپ گرا را در انقلابشان آزاد بگذارد همه چیز درست می شود. چپها از وقابع ایران درسی نگرفتند. حالا وقایع عراق و افغانستان مجددا تکرار می شود. خشونت و عدم ثبات و سپس روی کار آمدن اسلامگراها را در این کشورها شاهد خواهیم بود. در این حالت چپها متوجه اشتباه خود خواهند شد و نمی توانند امریکا و یا جهانی سازی را متهم نمایند. وقتی آنها جهان اسلام را از دست دهند احتمالا مجبور می شوند بپذیرند که مشکل مربوط به خود جهان اسلام است و همواره نیز چنین بوده است.